مهدی ولی خانی (ولیخانی) هستم .متولد دوم خرداد سال 63 . فارغ التحصیل رشته نرم افزار کامپیوتر ، مقطع کاردانی ، دانشگاه جامع علمی - کاربردی واحد داده پردازی. در حال حاضر حرفه ی من طراحی و برنامه نویسی وب می باشد . هدف اصلی من از انتخاب رشته نرم افزار کامپیوتر فقط ورود به دنیای طراحی و برنامه نویسی تحت وب بود . در واقع بزرگترین سرگرمی من طراحی و برنامه نویسی می باشد .(چه بهتر که تحت وب باشه!) ساعات زیادی از وقت روزانه من پشت یک کامپیوتر در اتاقم میگذره . به موسیقی زیاد علاقه دارم . دو سبک موسیقی را بسیار می پسندم . موسیقی اصیل ایرانی و موسیقی راک . رنگ مورد علاقه آبی و تیم مورد علاقه پرسپولیسه .

<March 2010>
SunMonTueWedThuFriSat
28123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031123
45678910
RSS 2.0 | Atom 1.0 | CDF
Google Reader
del.icio.us blog.mehdiVK.net latest Posts
Add to my Yahoo!
Subscribe with Bloglines
Subscribe in NewsGator Online

my Feedster
Add to my AOL
Furl blog.mehdiVK.net latest Posts
Subscribe to Rojo


Total Posts: 191
This Year: 0
This Month: 0
This Week: 0
Comments: 255
newtelligence dasBlog 1.9.6264.0


وبلاگ مهدی ولیخانی
وبلاگ مهدی ولیخانی در رابطه با تکنولوژی دات نت
Tuesday, March 27, 2007
اخراجی ها

Ekhrajiha.jpgدیشب به اتفاق خانواده به مشاهده فیلم "اخراجی ها" رفتیم . یکی از بخش های لذت بخش نوروز برای من رفتن به سینما به همراه خانواده می باشد . امسال هم که اخراجی ها را که آقا حامد پیشنهاد داده بود دیدیم . بسیار فیلم خنده داری بود.!!!.
به عزیزانی که تمایل دارند در ایام نوروزی به همراه خانواده به سینما بروند توصیه می کنم اخراجی ها را از دست ندهند .
از اتفاقات مهمی که در محله ما افتاده است افتتاح یک سینمای جدید در فاصله اندکی از منزل ماست که 3 پرده دارد ! از طراحی ساختمان بسیار خوشم آمد . داخل ساختمان هم بسیار شیک بود . مردمان داخل سینما هم انسان های با فرهنگی بودند .
در حین نمایش فیلم هم کسی سکوت را برهم نزد و تنها صدای خنده ی حضار بود که پشت سر هم  به گوش می رسید.
فیلم را ببینید.


  (  )  ( Comments [0] | Trackback )
Tuesday, March 20, 2007
معافیت و حالا سربازی

14051.jpgآنان که از جریان با خبر هستند و آنان هم که نیستند بدانند  که گویا نظام وظیفه نظام اسلامی دبه! کرده و گفته آقایون خوش اندامی که به دلیل لاغری و چاقی معاف شده اند بلند شوند و با پای خودشان تشریف بیاورند نظام وظیفه که بفرستیمشان آشخوری (شوخی بود)
این داماد ما که نمی دانم چه علاقه ای دارد که من بدبخت را در لباس آشخور ها ببیند چند روز پیش زنگ زد و با کمال خوشحالی (در حد اینکه بهش گفتند که استقلال را بخشیده اند و بیائید برید آسیا گند بزنید یا در حد اینکه علی دائی بی خیال قهرمانی و جاودانگی در فوتبال ایران داره) زنگ زد و گفت مهدی ، نظام وظیفه گفته که این قانون موسوم به قد و وزن را برداشتند ، منم نا مردی نکردم و گفتم جوجو! دیر شنیدی یک سال پیش برداشتند گفت جوجو خودتی! می دونم اما گفتند که اونهائی که معاف شده اند هم باید بیایند (زرشک!) . چند وقت پیش این سعید (رضا) احسانی هم که همیشه خوش خبر بود زنگ و زد و گفت که مهدی داستان از این قرار است .
حالا نمی دانم داستان چیست ؟ اما مجلس گویا گفته که برید دنبال تیله بازیتان (دمشان گرم!) مگه یک ملت مسخره شما هستند امروز معاف می کنید و فردا می گید بیائید ، از این به بعد کسی را معاف نکنید با قبلش دیگر چه کار دارید .
یک نکته قابل ذکر است : اینجا ایران است شیر تو شیرستان ، هر دم بیل ، خر تو خر ، معلوم نیست که این مسخره بازی ها چیه دیگه.

توجه: جان هر کی را دوست دارید زنگ نزنید و بگید که مهدی اینجوریه ، برادران ، خواهران ، من 2 سال وقت میخواستم که وقتم تموم شده و به چیزی که خواستم تا 2 ماه دیگه میرسم ، لذا اصلا خدمت رفتن در این شرایط با نرفتنش آنچنان مهم نیست ، البته نرفتن بازهم بهتر است.

آن موقع هم که من دفترچه فرستاده بودم هم بعد از چند روزی اعلام کردند که دیگه معاف نمی کنیم ، آقا این ملت ما رو به بند اف ماده گاف نائل کردند ، هی زنگ ، بابا ما رو .... ، جون هر کسی دوست دارید ول کنید ما میریم و معاف می شیم که شدیم (دمت گرم داش مهدی ، هیچ چیز خوبی که تو این وجود تو نباشه یک سماجت و مرغ من یک پا داره داری که بسته)

حالا هم که حسابی توپول شدیم (75 کیلو نبود) ، دم دکتر آمری نیا گرم که با آمپول های ناندرولین و انواع ویتامین های گران قیمت ما را ساخت.
از این ناراحتم که چرا این مملکت اینقدر خر تو خره ، یک خر تو خر هم امروز دیدم که بعدا میگم ، الان جاش نیست.

من که بعید می دونم که این فکر نیروی انتظامی عملی بشه ، شدم که شد ، خدا بزرگه ، دو نفر از عزیزان هم که به این خدمت سربازی رفتند بدانند :(کیوان و علیرضا) مستند سازی خوبه ، خواهشا شما که دستی بر آتش دارید بنویسید که چهار تا مثل من هم در جریان باشند ، در این زمینه محتوا سازی در وب انجام نگرفته . البته کیوان وبلاگ فارسی نداره و تو وبلاگ انگلیسیش در مورد سربازی هم فعلا چیزی در مورد خدمت نوشته نشده است که شاید من عجول هستم و بزودی شاهد مطلبی مفید در این زمینه از کیوان خواهیم بود ، علیرضا هم که آموزشیش تموم شده هم چیز خاصی ننوشته ، فقط ما فهمیدیم که کرمانشاه یعنی کویت یعنی هتل (از طریق کامنت کیوان)

در مورد وبلاگ : آخر سال به غیرتم برخورد و 3 مشکلی که وبلاگم با فایرفاکس داشت را حل کردم ، خدائیش هر سه تا ته مسخره بود ، ته مسخره ، واقعا شاخ دراورده بودم که به خاطر یک چیزهای الکی این فایرفاکس ما را چند وقتی سر کار گذاشته بود خفن

در مورد DAS Blog: این Free TextBox هم خیلی بیخوده ، من اصلا باهاش حال نمی کنم ، مخصوصا نسخه رایگانش که از Editor ی که خودم با مصطفی نوشتم هم چیپ تره !!!! این Das Blog یک سیستمی داره مثل MT که میشه ادیتور سايت را انتخاب کرد ، شاید رفتم تو کارش یک جوری Tiny MCE را روش راه انداختم ،

وقتی DAS Blog خل می شود: بعد از ارسال همین پست دیدم که تمامی بخش های وبلاگ لود میشه به جز ستون وسط ، خدایا این دیگه چه مرگش شد ، گفتم شاید از پست جدیدی که ارسال کردم باشد ، بعد با خود گفتم مگه تو این پست چی داشت ، در مجموع 3 تا تگ بود دیگه مثل بقیه پست ها ، بعد شک کردم که شاید من قالب وبلاگ را اشتباهی آپلود کردم و یک نسخه ی ویرایش شده را که داشتم تست می کردم به جای اصلی آپلود کردم ، وبلاگ را روی لوکال هاست اجرا کردم ، دیدم همه چی درسته و وبلاگ درست نشون داده می شه ، بعد فایل های قالب وب سايت را آپلود کردم و دیدم نخیر مثل اینکه این وبلاگ هم آخر سالی می خواد ما رو بندازه تو دردسر ها ، بعد گفتم شاید این موتوره قات زده یک مرگیش شده که این کار ها رو می کنه ، گفتم بزار کلا Application را Stop کنم شاید درست شود نکه هیچ دسترسی به سرور نداریم به روش احمقانه ای عمل کردم ، یکی از dll های اصلی موتور را Rename کردم و وبلاگ را Request کردم و یک خطای مبنی بر مشکل در اسمبلی آمد و آن را به اسم اولش برگردانم و دیدم بعله !! درست شد . حالا نمی دانم cashing  وبلاگ مشکل ساز شده بوده یا چیز دیگری که ما ازش بیخبر هستم . به خیر گذشت ، خدائیش شانس ندارم ها این از خدمت این از موتور اینم از ادیتور
موفق باشید.


  (  )  ( Comments [2] | Trackback )
Friday, March 16, 2007
سال نو پیشاپیش مبارک
Hajifirooz.jpg
با سلام خدمت تمامی خوانندگان عزیز blog.mehdivk.net
شاید فرصت نشود که در آغاز سال نو ، این رویداد باستانی را به شما عزیزان شادباش بگویم لذا تصمیم گرفتم که پیشاپیش فرا رسیدن سال جدید را به همه دوستان عزیز تبریک بگویم.
امیدوارم که سال جدید ، سالی پر از شادی و سراسر موفقیت برای شما عزیزان باشد .


047010828210.jpg
در آخرین روزهای سال هشتاد و پنج خبر ارائه کتاب Professional Community Server از سوی انتشارات Wrox که کیوان  عزیز هم از نویسندگانش هست باعث خوشحالی ما شد. تبریک به کیوان عزیز بابت زحماتی که می کشه و نامی هم از Developer های ایرانی به واسطه کارهای کیوان و تعداد دیگری از عزیزان در جوامع برنامه نویسی برده می شود.

بر خلاف سال 1384 که سال فوق العاده ای برای من بود و به بسیاری از اهدافم در این سال رسیدم سال 85 چنگی به دل نزد . شاید تنها شرایط مالی بهتر شد اما از لحاظ سطح دانش فنی هیچ ارتقاء چشم گیری نکردم.
اما سال 86 آن جور که از شواهد بر می آید گویا سال خوبی برایم خواهد بود ، اتفاقات خوبی در این سال خواهد افتاد که نوید یک سال خوب را می دهد.
شاد باشید.


  (  )  ( Comments [2] | Trackback )
Friday, March 09, 2007
AspAlliance.com, vs a camel spider
aspAlliance.jpg

مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر
جالب بود ، این عکس را در بخش گالری تصاویر سايت armyAdvice.org پیدا کردم

  (  )  ( Comments [2] | Trackback )
Tuesday, March 06, 2007
اسماعیل فصیح

در صورتیکه من را از طریقاسماعیل فصیح twitter دنبال کنید از حال و روز این روزهای ما با خبر هستید.
نمی دانم چرا منی که به دنبال کتاب و کتاب خوانی نبودم یک دفعه عاشق این کتاب شده ام ، فرقی هم نمی کند چه نوع کتابی ، می خواهد داستان باشد ، می خواهد شعر باشد ، می خواهد کتاب های کاردانی به کارشناسی مقسمی باشد ، ...
اگر بخواهیم با یک دید کلی به موضوع نگاه کنیم ، علاقه به خواندن افزایش یافته ، چرا که داستان مجله هم مثل کتاب شده است ، تا آنجائی که احتمالا فردا را چند ساعتی در شعبه شهرک ولیعصر بانک ملی جهت پرداخت 13750 تومان بابت اشتراک یک ساله عصر شبکه تلف کنم.
این داستان کتاب های آقای اسماعیل فصیح هم که از همه چیز جالب تر است ، در عرض یک ماه 2 کتاب داستان جاوید و شراب خام (چاپ 57) را خوانده ام ، هر کدام در عرض 2 روز ، فکر کنم قبل از پایان سال زمستان 62 را هم که الان در قفسه کتاب آماده است بخوانم ،
امروز داشتم پول های داخل کشو که در واقع بخشی از حقوق بهمن ماه و 100 تومنی هم باقیمانده دی ماه بود را می شمردم ، مقداری را برای بازارچه فردوسی تهران گذاشتم کنار و مقداری هم برای عصر شبکه و باقیمانده که مبلغ کمی هم نیست را می توانم صرف چند کتاب دیگر از اسماعیل فصیح کنم . این خریدن کتاب هم داستانی است ها ، این که کتاب را دوست دارم بخرم و بخونم و از کسی امانت نگیرم را متوجه نمی شوم
تصمیم دارم برای عید نوروز زمستان 62 را (اگر نتوانستم قبل از عید بخوانم) و حداقل یک کتاب دیگر از اسماعیل فصیح را بخوانم ، قصد دارم که عید را در خارج از تهران سپری کنم ، اگر اجازه بدهند که بعید می دانم ، دوست داشتم این 13 روز تعطیلی را در روستای خنداب زادگاه پدرم پیش پدربزرگم سپری کنم ، 4 سالی است که از تهران خارج نشده ام ، ولی حیف که آن روستای دوست داشتنی هم دیگر آن روستائی نیست که من میخواهم ، آن روستائی که کرسی داشته باشد ، فانوس عامل روشنائی باشد ، آب از چاه بیاورند ، نان در تنور درست کنند ، این زندگی ماشینی آنجا را هم کثیف کرده است ولی بازهم شرف دارد به تهران هنوز هم مردم ساعتشان را جلو و عقب نمی کنند ، احتمالا یک رابطه ای بین این روستا و این تصمیم های دکتر دارد که ساعت مملکت قرار نیست جابجا شود.
این دو داستان (داستان جاوید و شراب خام) از یک جهاتی شبیه به هم هستند (از نظر بنده !) ، در هر دو محوریت داستان قتل است و عامل قتل ، جستجو ، اما در داستان جاوید به مراتب اسماعیل فصیح قوی تر کار کرده (به نظر من) و تا چند صفحه آخر من در پی سرانجام افسانه خواهر کوچک جاوید بودم ، اما در شراب خام به این شکل نبود ، داستان جاوید قابل فهم بود ، شراب خام مملو از جملات فلسفی ناصر و کمی هم اسماعیل بود.
ولی هر دو جالب بودند که مرا چند روزی از کار و زندگی انداختند.
داستان جاوید را بهمراه مست و خراب فرمان فتحعلیان خواندم و شراب خام را با ریچار کلایدرمن ، پست اکنون را هم با یک سری موسیقی بی کلام بر پایه گیتار نوشته ام . رفته گر محله ، کسی که هر شب منتظر آن هستم هم آمده و داره کوچه را جارو می کند .
2 هفته نام عصر شبکه ارزش 300 تومان را دارد چرا که سی چهل صفحه ای مطالب آموزنده بدون آن تبلیغات آذاردهنده دارد .
اگر مطالب پراکنده بود ببخشید ، از سر بیکاری است که می نویسم .
راستی اگر پیشنهادی برای خواندن کتاب های بعدی اسماعیل فصیح دارید بفرمائید ، به نظر شما کدام کتاب هایش را زودتر بخوام بهتر است.


بیوگرافی اسماعیل فصیح در سايت آفتاب

اسماعیل فصیح در ویکی پدیا


  (  )  ( Comments [2] | Trackback )
Friday, March 02, 2007
Visual Studio Orcas March 2007 CTP

C0037913-9E11-4A2D-8FD1-0BA441296CBC.gifCTP مربوط به مارچ Orcas هم ارائه شد . شش گیگا بايت ! 5 روز زمان میخواد برای دانلود روزی 1.2 گیگا بايت
جهت مشاهده فهرست امکانات اضافه شده  و دانلود فایل به این صفحه مراجعه نمائید


  (  )  ( Comments [0] | Trackback )